این نظریه براساس توحید در مدیریت است.یعنی خالق انسان مدیر انسان هم هست. یعنی تفکیک بین خالق انسان و مدیر انسان وجود ندارد.


سنگ بنای مدیریت یعنی خالق انسان ، مدیر انسان است


ربوبیت به معنای مالک و مدبر بودن انسان است .برخی مانند معتزله خالقیت را از مدیریت جدا می کنند ولی در بحث توحید اصلا تفکیکی بین خالقیت و مدیریت نداریم .سنگ بنای مدیریت یعنی خالق انسان ، مدیر انسان است .


ما در این جا به چند سوال پاسخ می دهیم :


اولا خدا چگونه مدیریت می کند ؟ثانیا آیا مدیریت خداوند قابل پردازش است ؟ثالثا آیا مدیریت خداوند قابل اقتباس است ؟ما تمام این سوال ها را در مدیریت اسلامی پاسخ می دهیم .اولا خداوند مدیر است .کلمه توحید زیربنای تمام اعتقادات است .ثانیا مدیریت او قابل شناسایی، مدل پردازانه و دارای نرم افزار است .در خود قرآن هم بسیاری مباحث قرآنی وجود دارد .

مجری این سوال را مطرح می کند که این مدیریت چگونه در منابع انسانی تسری پیدا می کند ؟


قوامی پاسخ می دهد که مدل چهار به اضافه دو ما می تواند بسیاری از سوالات را حل کند و ساختار موضوعی مدیریت هیچ تفاوتی نمی کند که در مدیریت اسلامی باشد یا غیر اسلامی .در تمام منابع انسانی گل واژه مدیریت اصلح است .بعد بحث توانمند سازی ، تعیین شایستگی ،جبران است .مدیریت منابع انسانی این 4 گزینه است .نظام جبران این است که کسی کاری را انجام می دهد به بهتر از عمل شان از آنها حمایت کرد .قرآن مشحون از گزینش هاست .قوامی مثال های متعددی از گزینش در قرآن ذکر می کند مثل این که پیامبران ، صالحان گزینش شده اند مانند طالوت ، ذوالقرنین .


مجری ادامه می دهد که اساس بحث شما قوامی ،این است که مدیریت انسانی قرآن در 4 حوزه وارد شده و آیاتی هم پشتوانه این بحث است .