در واقع می توان گفت مدیریت ارتباطات است و لا غیر .اگر این انسان در ارتباطاتش شکل بگیرد ،در دنیای غرب ارزشمند می شود .این مدل انتزاعی است ما باید به دنبال کاربردی کردن این علم باشیم .یکی از کاربردی ترین مدل ها ، مدل فرنچ در حوزه مدیریت منابع انسانی است .این مدیریت در 8 بخش به 4 حوزه اصلی تقسیم می شود .اما از مرحله جذب آغاز نمی کند بلکه یک مرحله قبل از جذب هم دارد .


قدم 1 : طراحی شغل و کار
قدم 2:جذب و استخدام (انسان درست در کار درست )
قدم 3: برنامه ریزی منابع انسانی
قدم 4: توسعه منابع انسانی
اگر 4 مرحله به درستی انجام شود .ما 4 مرحله دیگر داریم که به عنوان مراحل فنی از آن اسم می بریم مثل ارزیابی عملکرد .

مجری پرسشی را مبنی بر این که آیا می شود نکات خلأ این نگاه را استخراج کرد ؟تزکیه در فرآیند نگاه شما چه قدر مهم است ؟


ارتقاء مدیریت به مدیریت منابع انسانی


قوامی پاسخ می دهد که ما مدیریت را به مدیریت منابع انسانی ارتقاء می دهیم .در واقع انسان مانند منبعی است که باید از درون او باید کشف شود .هم چنین گزینش یک فرآیند است که بحث طراحی شغل و کار در آن وجود دارد .


مجری می پرسد که آیا در فرآیند مدیریت اسلامی ، متناسب با نیازهای جامعه طراحی شغل و کار وجود دارد ؟


قوامی جواب می دهد که ما عناوین را درشت و ریز می کنیم وگرنه کلیت یکی است .4 محور و دو عرصه وجود دارد .


محور 1 ،وظایف مدیریت است که شامل سازماندهی ، برنامه ریزی ،نظارت و هماهنگی می شود .
محور 2، مدیریت منابع است .
محور3،مدیریت رفتار سازمانی است که در واقع یک نگاه فردی و روان شناسانه در این محور مطرح است.
محور4،مدیریت فرهنگ سازمانی است که همان تلقی مشترک اعضای سازمان نسبت به فرهنگ است و همه باید آن را بپذیرند .در این محورنگاه جمعی و جامعه شناسانه مطرح است .در این 4 محور تمام عناصر مدیریت می آیند و هرچه رقیق تر شود .اسلام مانور بیشتری می دهد .


محور اول تکنیکال است.ما در مدیریت اسلامی اصرار نداریم که در تمام حوزه ها وارد شویم مثلا در حوزه تکنیکال 25 درصد حرف داریم .محور اول یک چهارم مدیریت است .در منابع انسانی 60 درصد ، رفتارسازمانی 90 درصد ،فرهنگ 100درصد حرف برای گفتن داریم .


برخی فکر می کنند مدیریت اسلامی می خواهد در همه حوزه ها وارد شود .
مجری می پرسد سهم بخش آخر چه قدر است ؟


قوامی می گوید : محور چهارم به دو بخش تقسیم می شود ساختاری و رفتاری .ساختار بر رفتار موثر است .


مجری می ادامه می دهد که بنا بر گفته شما، عنصر چهارم آن قدر اثر بخش است که سایر ساحات در ذیل آن قرار می گیرند .


قوامی اضافه می کند که میدان اسلام و قرآن در رده های چهارم بیشتر است و در رده های اول کمتر است و این عیب نیست .


یاری گر روش تاکید می کند که انسان را با بصیرت نگاه کنیم .بعد تعریف مدیریت انسانی جهت دیگری پیدا می کند .4 وظیفه عمده برای مدیریت منابع انسانی عملیاتی شده است که ما را عملا هدایت می کند .
1.مدیر شریک سازمان است .
2.مدیر باید وکیل مدافع انسانها باشد .
3.مدیر باید مشاور سازمان باشد .
4.مدیر باید پیشرو در انجام تحقیقات باشد .


اگر انسان را با این 4 بعد نگاه کنیم آیا غرب به خطا رفته است یا نه !


یکی از ویژگی های انسانی بحث تزکیه است و یکی از مصادیق آن دروغ نگفتن است .که چه قدر در سازمانهای ما پررنگ است و در مقابل چه قدر در غرب ، سازمان بر پایه صداقت است . ما نباید اجازه دهیم انسان سازمانی به یک روح چرخشی خطرناک بیافتد.اگر به داد انسان نرسیم و با بصیرت به آن نگاه نکنیم صدایش در می آید .اگر به این انسان رسیدگی نشود :
1.صدایش در می آید .
2.وفاداری اش به سازمان از بین می رود .
3. غفلت ایجاد می شود .
4. از سازمان خارج می شود .


قوامی به عنوان نکته آخر تاکید می کند که این 4 محور ، 4 حوزه با 4 محصول دارد .
محور اول : نظم
محور دوم :رشد
محور سوم : انگیزش
محور چهارم : معنویت