روش تحقیق تفکر محور
روش تحقیق تفکر محور
1- انتخاب موضوع
· این موضوع بدیهیه که با اهمیت ترین موضوع در این بخش اینه که موضوع مورد نظر باید تا حد امکان ریز باشه و از انتخاب موضوعات کلی که طیف وسیعی رو شامل میشه خودداری کنیم.
· اولویت بندی موضوعات خیلی مهمه، این که واقعا کدوم موضوع بااهمیت تره
· گاهی برخی از موضوعات پیش زمینه موضوع دیگری هستند پس باید تقدم و تاخرشان را رعایت کنیم.
· هدفی که تعیین میکنید و نوع روش ارائه در انتخاب موضوع بسیار با اهمیته
2- طرح سوالات کلی
· باید چند سوال کلی پیرامون موضوع مورد بحث طرح کنیم.
· میتونیم به 2-3 سوال کلی بسنده کنیم
3- طرح سوالات جزئی تر
· آن 2-3 سوال کلی را به چندین سوال جزئی تبدیل میکنیم
· سولات را طوری مرتب میکنیم که دارای یک نظم حداقلی در تقدم و تاخر باشند و بتونند یک پیوستگی برای ما به وجود بیارند که بتونیم از اونها به عنوان یک نقشه راه در کل سیر پژوهشمون استفاده بکینم.
4- جستجوی جواب برای سوالات طرح شده
· این بخش برای اینه که از موازی کاری جلوگیری کنیم. یعنی این نشه که کلی وقت و انرژی صرف کنیم که جواب سوالاتمون رو از منابع اصلی پیدا کنیم اما بعد متوجه بشیم که جواب مارو یک محقق دیگه قبلا خیلی بهترو شفاف تر داده
· وظیفه کارگروه « رصد مقالات در این بخش بهتر مشخص میشه »
· مواظب باشیم که این مرحله تبدیل به توقف گاه برامون نشه
5- جستجوی کلمات
· برای جواب به این سوالات برخی کلمه ها به ذهن میرسه که این کلمات در واقع کلمات کلیدی اند که در هر جوابی به سوال ما وجود دارند؛ ما جواب سوال رو نمیدونیم اما کلماتی رو میشناسیم که مربوط به پاسخ این سوال اند
· این کلمات با توجه به معیار های ما برای پاسخ گویی میباشد. (قبلا بارها اشاره شده است که دو کارگروه قرآن و حدیث معیار و منبع ما هستند)
· در یافتن این کلمات فن طوفان مغزی پیشنهاد میشه.
· معانی خود کلمات خیلی مهم اند نه معنی تحت الفظی، معانی که در کتب لغت نامه ای اومدن چه کلمه عربی که از متون قرآنی و روایی گرفته میشند و چه لغات فارسی. باید با مراجعه به کتب و نرم افزار های لغتنامه ای عربی و فارسی مثل المعجم و دهخدا معانی کامل و مختلف یک کلمه رو در بیاریم
· این کلمات به منزله سرنخ هایی برای رسیدن به جوابی کامل و جامع هستند.
6- سرچ کلمات در نرم افزار های قرانی و روایی
· خوشبختانه ما نرم افزار های بسیار خوبی با موتورهای جستجوگر در دسترس و بسیار ارزان داریم که باید این کلمات رو در آنها سرچ کنیم و آیات ، احادیث و روایات مختلف مربوط به اون کلمه رو پیدا کنیم.
· حالا ماده خام و اصلی ترین چیزهایی رو که نیاز داریم رو در اختیار داریم
· باید با حذف آیات و احادیث نامربوط به موضوع به اطلاعات موجودمون نظم ، ترتیب و همبستگی بیشتری بدیم.
· تفاسیر اهمیت بسیاری دارند؛ باید یک آیه را در چند تفسیر جستجو کنیم
· شان نزول آیات بسیار میتونند راز گشا و راه گشا باشند.
7- تفکر،تفقه،تدبر
· این بند اصلی ترین بخش از کار ماست که به نحوی پژوهش مارو قرآنی واسلامی میکنه.
· هرکسی میتونه به راحتی به این بخش برسه اما اونی که تفاوت در اشخاص و آثارشون به وجود میاره این بخشه.
· تا این بخش اصلا وقت زیادی از ما نمیگیره اما باید وقت مناسبی برای این بخش صرف کرد. (امیدوارم برداشت درستی از لغت مناسب داشته باشید و دچار افراط و تفریط در این بخش نشید)
· این بخش شما را در شرایط یک مهندس قرار میده که باید یک یافته های ما از منابعمون در مورد یک موضوع را مانند اجزای یک بنا با دقت و ریز بینی و حساب شده کنار هم بچینیم.
· این بخش شما را در شرایط یک استراتژیست قرار میده. استراتژی یعنی « فن به میدان آوردن نیروها » یعنی شما باید میدان نبرد خود را به عنوان یک محقق بدانید و در این میدان وسیع بتونید با توجه به شناختی که از دشمن دارید مناسب ترین میدان یعنی مناسب ترین شیوه طرح مسئله را پیدا کنید. و بعد این مواد خام که حالا تبدیل به نیروهای در خدمت و گوش به فرمان شما هستند رو به چه نحوی و در چه ساختاری در اون میدان به کار بگیرید.
· این مواد خام به مثابه جزایر زرخیز اما جدا از هم اند که شما باید این جزایر رو به وسیله راه های ابداعی ذهنتون به هم وصل کنید.
· شما باید خودتون رو در موقعیتی قرار بدید که از بالا به تمام این مسائل نگاه کنید و این مواد خام رو مثل اجزای یک پازل به زیباترین شکل ممکن کنار هم بچینید.
· شما مبدع و مخترع هستید و باید از قدرت تفکرتون برای واژه سازی و ساختن جواب های کامل استفاده کنید.
· همیشه در احادیث و روایات ما معانی متفاوتی به گونه ای راز آلود نهفته و فقط یک فکر خلاق و جستجوگره که میتونه این رازها رو رمز گشایی کنه.
· یادتون باشه که خداوند و اهل بیت پاکش کلمه ای رو بیهوده نمیگن و حرف به حرف و کلمه به کلمه ی آیات و روایات حاوی پیامی خاص اند. باید بدونیم که اگر به مناسبتی در آیات و احادیث ما از کلمه ای خاص استفاده میشه و در مناسبتی دیگه از کلمه ای دیگه _که از نظر ما این کلمات مترادف اند_ حتما یک امایی دارد و این انتخاب کلمات در مناسبت های مختلف مفاهیم معانی و پیام های متفاوتی دارند.
· باید مواظب باشیم که به آفتی به نام ( تفسیر با رای ) دچار نشیم. این موقعی به وجود میاد که ما با ذهنیتی خاص سراغ آیات و احادیث میریم و دنبال اثبات اون ذهنیت خودمون از طریق آیات و احادیث هستیم. که از این آفت همواره باید به خدا پناه برد.
· دراین مرحله فطعا تحقیق ما به نتیجه خواهد رسید چون یک محقق تا وقتی به تمام پرسشهایی که در مراحل قبلی طرح کرده است پاسخ مناسبی ندهد نمیتواند فکر خود را از آن موضوع فارغ ببند یا نمیتواند خود را در قبال پرسشهایی که در ذهنش بی جواب مانده اند بی مسئولیت ببیند و قطعا به جواب خواهد رسید.
· همیشه جوابی که خودتون رو قانع میکنه بهترین جواب نیست به همین دلیله که باید توی گروه پژوهشی خودتون مشغول بحث و گفتگو بشید تا یک موضوع را از ابعاد و وجه های مختلف نگاه کنید و دوباره عمیقا تفکر کنیم تا به جوابی جدید برسیم اما این نباید تبدیل به توقف گاه بشود.
8- پیاده کردن تفکراتمون در قالب کلمات
· این بخش یک هنر است؛ هنری که بی شباهت به هنر نویسندگی و یا فن بیان نیست. باید سعی کنیم ذهنیات خودمون رو در قالب بهترین ، جامع ترین و زیباترین کلمات بیان کنیم.
· این بخش به همراه بخش قبل که می تونه برای ما مخاطب سازی و جاذبه افرینی کنه؛ بستگی به میزان توانایی شخص داره.
9- ارائه نتیجه کار قبل از انتشار عمومی به کارشناسان دینی
· همیشه این امکان وجود داره که ما نا خواسته به انحرافات مختلف دچار بشیم.
· گروه های مختلفی بوده اند که فکر میکردند دارند کار دینی و مذهبی میکنند اما سر از ناکجا آباد در آوردند که این نتیجه غرور و زانو نزدن اونها در محضر علمای دینی بوده
· باید این موضوع همیشه برای ما یک اصل باشه که کار ما اون وقتی قابل اتکاء وارائه هست و سندیت داره که توسط علمای دین تایید شده باشه.
· باید همواره مواظب باشیم که نظر شخصی یک کارشناس دینی در کار ما تاثیر نگذاره ما همواره دنبال این هستیم که حاصل پژوهش ما کاملا اسلامی باشه. نه اینکه مطابق با سلیقه فلان شخص باشه. برای جلوگیری از این موضوع باید به کارشناسان متفاوتی مراجعه و نظرخواهی کنیم
میرعظیمی : با کمال عذرخواهی چون تو بخش نظرات حرفام جا نشد مجبور شدم اینجا نظرم رو بزارم،
با دقت و حوصله بخوانید ،اگر اینگونه بخوانید یقین بدانید خواهید فهمید!!!!
در باب معانی کلمات صحبت شد و از اهمیت معنی کلمات سخن به میان آمد به نظر من آنچه که در رجعت ما به سوی معانی کلمات اهمیت دارد ،صرف فهمیدن معنی نیست ، بلکه آنچه که از این رجعت مورد توجه است این است که از این رجعت: هدف شکل دادن ذهن است ،هدف اینه که مثلن فلان واژه را بشناسیمش و بفهمیم اش!بفهمیم!،با یه مثال واضح اش میکنم: من و شما برای شناختن فردی که امروز زنده است (مثل واژه ها که امروز هم زنده اند) چه کار میکنیم؟برای شناختن کسی که فقط میدانیم زنده است و اسمش را به ما گفته اند ؟حال به ما میگن برو اینو بشناس !بعد، از این طرف آنطرفم هی هر کسی یه چیزی در مورد اون انسان به ما میگه!با ذکر این نکته و پیش فرض که اونها هم خودشون این اطلاعات رو بدست نیاوردند از دیگران شنیدند و حالا اومدن اینو به من و شما نقل میکنن!خب اینجا من باید چکار کنم که اطلاعاتم از اون شخص برای خودم قابل اتکا باشه؟آیا باید به حرف دیگران که خود خالق آن پیامها نبودند،اتکا کنم؟ جواب واضح است نه خیر! بایستی خود بی واسطه آستین بالا بزنم و برم اطلاعات رو از منبع اصلیش کشف کنم !بی واسطه! خب اولین کاری که میکنم این میتونه باشه که برای شناخت آن انسان زنده ی نام آشنا! بروم دنبال معنای نامش!اینجا یعنی بروم دنبال شناختش ! ،و شناخت نه به خاطر اینکه بدانم معنای آن انسان چیست؟چه طولی دارد و چه عرضی .بلکه شناخت از این باب که بفهمم او چگونه فکر میکند؟چگونه رفتار میکند؟ از تاریخشش!وابستگی های فرهنگی اش ، خانواده اش، جغرافیای زندگی اش (که اینها همه به مثابه همان "معنا" در واژه است.)و در یک کلام از معنایش میتوانم به فلسفه اش ، به فکرش، به اندیشه اش پل بزنم و اینگونه بشناسمش،شناختی که در پی فهمیدن اندیشه ی آن انسان است نه در پی ماندن در شناخت تاریخی و جغرافیایی و وابستگی های فرهنگی.اینکه بدانم نسبش به چه کسی برمیگردد -به تنهایی- با اینکه اطلاعاتی را در اختیارم قرار میدهد اما هدف من شناخت نسبش نیست بلکه به واسطه ی نسب شناختن رفتارش است شناخت نوع نگاه اش است . خب بحث شناخت واژه هم همین طور است ،فهمیدن معنای واژه به تنهایی اطلاعات مفیدی را در اختیار ما قرار میدهد اما هدف ما "معنی لغوی شناسی!!!"نیست بلکه میخواهیم به واسطه ی شناخت این معنای لغوی به معناهای دیگری دست پیدا کنیم ،از جمله اینکه بدانیم که فلان واژه با فلان معنایش چه فرهنگی را و چه ادبیاتی را و چه معنایی را با خود حمل میکند.
حالا این جمله ی محمدعلی عامریان رو اینجا تکرار میکنم : این کلمات به منزله سرنخ هایی برای رسیدن به جوابی کامل و جامع هستند. معانی واژه ها صرفا سر نخ اند نه خود نخ!،از این معانی باید به معانی دیگر رسید