گزارشی از عملکرد رهنما از ابتدای مهر تا کنون
هر چهار گروه تحقیقاتی ما کارهای خود را به پایان رساندند که کار خانمهای تهران با عنوان تشویق و تنبیه از نگاه نهج البلاغه به مسابقه نهج البلاغه و سایت صراط علی فرستاده شد. کار خانمهای شاهرود با عنوان مقدمه ای بر مدیریت اسلامی برای مجله داناک فرستاده شد و کار آقایان شاهرود نیز آماده ارائه در دانشکده در فرصت مقتضی می باشد.که لازم است در این راستا از خانمها حاتم زاده، مجیدزاده و خانم رضایی و همین طور خانم هایی که به تازگی به ما پیوستند ولی عملکرد بسیار عالی ای از خود نشان دادند یعنی خانم ها مهبادی ،جعفری و همچنین ربیعی تشکر و قدردانی کنم.
نیمه ی اول مهرماه جلسه ای گذاشته نشد به این دلیل که هنوز بچه ها بطور کامل تشریف نیاورده بودند و هنوز کلاسها حالت رسمی نداشت ولی در همان مدت هم بچه ها طرح هایی را در صحبت های روزانه آماده میکردند و فقط منتظر تصویب در جلسه ی شورا بودند که در ادامه این طرح ها را معرفی خواهم کرد ولی دلیل این که در جلسات خیلی معطل تصویب نشدیم و سرعت کارها بالا بود کار کردن بچه ها علی الخصوص آقای نوروزی روی طرح هاشان بود.
اما در این مدت بنده با خانم سروش مسئول علمی بسیج استان سمنان در ارتباط شدم که اگر بشود رهنما را به عنوان یک پژوهشکده ی دانشجویی ثبت کنیم که این کار برای گروه فواید بسیاری خواهد داشت که از جمله آنها این است که:
1- پرداخت بودجه ی سالانه به خود دانشجویان
2- تبدیل شدن از یک کانون نیمه فرهنگی به یک کانون کاملا علمی
3- تعیین وظایف و برنامه های مناسبی از طرف سازمان بسیج دانشجویی تا از این طریق بی تجربگی ما در طراحی برنامه های آینده پوشش داده شود که البته اجباری برای اجرای تمامی آنها وجود نخواهد داشت
4- ثبت شدن اسم بچه ها در بین دانشجویان علمی و نخبه ی بسیج و به وجود آمدن رزومه ی بسیار عالی ای برای اعضا
5- توان شرکت در مسابقات علمی بسیجیان نخبه و بهره مندی از فواید این مسابقات و همچنین محک زدن نتیجه ی تحقیقاتمان در این مسابقات
6- انجام کلیه ی برنامه هایی که نهاد برای اجرای آنها با محدودیت مواجه است مثل دعوت از دکتر حسن عباسی.
که پیگیری ثبت آن توسط بنده ی حقیر ادامه دارد.
اما از نیمه ی دوم مهرماه تا الان به طور منظم هر دوشنبه جلسه داشتیم. دو جلسه ی شورا و یک جلسه ی مشترک با انجمن علمی که نتایج این دو جلسه به شرح زیر است:
تقسیم شدن رهنما به دو بخش اجرایی و نظری که مسئولیت بخش اجرایی آن به عهده ی آقای امین نوروزی و مسئولیت بخش نظری آن به عهده ی بنده ی حقیر می باشد که این کار فواید زیادی دارد. باید به این نکته توجه داشته باشیم که از طرفی عده ی کمی از بچه ها اهل کار پژوهشی هستند و از طرف دیگر اگر به بچه های جدید مسئولیت و کار مشخصی محول نشود کم کم خود را از رهنما جدا میبینند و جذب دوباره ی آنها کار بسیار دشواری خواهد بود. فایده ی بعدی آن این است که کسانی که می خواهند کار نظری کنند علی الخصوص دبیر فکر خود را دیگر درگیر کارهای اجرایی نمیبینند که این خود واقعا گره بزرگی بود.
در نتیجه ی این تقسیم بندی جدید برخی از کارگروه ها از قبیل رصد مقالات علمی و آموزش و سایت زیرمجموعه ی این بخش شده اند. یکی از بهترین نتایج این تقسیم بندی ایجاد واحدی بنام تدارکات و جذب مسئولان لایقی یعنی آقایان رستمی و رسولی نژاد در این پست بود که در این مدت کوتاه توانستند اتاق رهنما در دانشکده را تحویل بگیرند که واقعا جای دارد قدردانی و تشکر کنیم به خاطر پیگیری های مستمرشان.(جالب است بدانید که لوازم انجمن فیزیک که از قبل در اتاق بوده را خودشان با وانت شخصیشان به دانشکده ی فیزیک منتقل کردند)
نتیجه دیگر این دوجلسه جایگزینی اعضای جدید شورا به جای آن دسته از دوستانی که فارغ التحصیل شده اند _البته خانم صحراگرد هم به دلیل مشغله درسی استعفا داده اند_ که افرادی نیز توسط دوستان معرفی شده اند و افرادی نیز جذب شده اند که عبارتند از: خانم ها مهبادی و جعفری و آقایان رسولی نژاد و رستمی و آقایان دیگری نیز معرفی شده اند که در حال بررسی آنها هستیم.
برنامه ی بعدی مصوب این بود که با توجه به مسئولیت جدید بنده در بسیج که دبیری کانون خبرنگاری است رهنما یک گروه خبری تشکیل بدهد و خبرهای مدیریتی و همین طور خبرهای مربوط به امر تحقیق و پژوهش را در دانشگاه و حتی کشور تحلیل کند و از طرف بسیج منتشر کند چون هم بسیج بودجه ی کافی را دارد و هم دست بازتری برای چاپ هر مطلبی دارد.که با رایزنی های بنده با جناب آقای سیدجواد حسینیان مدیر مسئول نشریه ی آتو(آزاد می اندیشیم تحلیل میکنیم وسیع می نگریم) به پیشنهاد خود آقای حسینیان بنده مسئولیت سردبیری این نشریه را به عهده گرفتم. حسن این کار این است که اولا دیگر درگیر ثبت و گرفتن مجوز برای نشریه ی جدید نخواهیم بود و ثانیا مسئولیت آن به عهده رهنما نخواهد بود.
برنامه بعدی که توسط آقای نوروزی پیشنهاد شد این بود که دانشجویان را برای آشنا شدن با بستر حقیقی جامعه به کارخانجات بفرسیم و سپس از آنها بخواهیم موارد خلاف اسلام را که در این بستر حقیقی مشاهده کرده اند را بیان کنند. برای اجرای این برنامه رایزنی هایی با فنی و حرفه ای شاهرود شده است و ایشان موافقت کرده اند که به دانشجویانی که این دوره را بگذارنند یک گواهی نامه معتبر بدهند که به عنوان یک سابقه ی کار کوچک برای دانشجویان بسیار مفید خواهد بود.
برنامه ی بعدی که البته هنوز به طور کامل در شورا تصویب نشده است برگزاری اردوی تفریحی در جنگل برای دانشجویان مدیریت و معرفی رهنما در این اردوها برای دانشجویان جدیدالورود است که البته این اردوها فعلا مختص آقایان است. برنامه ای هم برای گرفتن سالن ورزشی برای خانم ها و آقایون داریم که در حال انجام کارهای اداری این برنامه ها هستیم.
و اما جلسه با انجمن علمی
این هم از مصوبات آن دو جلسه ی کوتاه بود لازم است گفتمانی در دانشکده راه بیفتد و برای دانشجویان ایجاد دغدغه نماییم دغدغه ای در رابطه با اسلام و امام زمان(عج) و ضرورت بومی سازی علمی به نام مدیریت و توانایی اسلام در ارائه ی برداشت و رویکرد جدیدی از این علم. ما بهترین جا را برای شروع این کار سخت و طولانی انجمن علمی دیدیم در نتیجه جلسه ای به همت خانم رنجبر با این دوستان خوبم گذاشتیم و مباحثه ی بسیار خوبی داشتیم و توانستیم کمی اهداف و رویه ی رهنما و انجمن را به هم نزدیک کنیم که این کار منافع بسیار خوبی برای هر دو گروه خواهد داشت. البته قرار شد جلسات دیگری هم داشته باشیم.
اما گلایه های من از دوستانم:
همین طور که میبینید کارها بسیار عالی تر از پیش بینی بنده و شما در حال پیشروی است که البته « وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى» اما دلیل این همه نگرانی و بیان اینکه رهنما از هم پاشید و یاس و نا امیدی در آن به اوج رسید و... برای چیست؟ آیا به این فکر نکردید که اگر دیگران و یا حتی خود بچه های شورا این ها را بخوانند واقعا احساس نا امیدی کاذب خواهند کرد؟ توقع من از دوستان این است که ایجاد روحیه ی نشاط کنند نه اینکه القای حالت خمودگی و ناامیدی کنند حرفای دوستان در سایت نزدیک بود روی بنده هم تاثیر منفی بگذارد؟
شاید بگویید چرا بموقع گزارش در سایت ننوشتی چرا در سایت نیستی؟
من در طول تابستان در سایت حضور فعال داشتم چون تقریبا تنها راه ارتباطی بنده با بچه ها بود اما در حال حاضر من مشغول کارهای رهنما هستم و اصلا کار دبیر نوشتن گزارش در سایت نیست. مگر ما مسئول سایت نداریم؟ لطفا برای من روشن کنید وظیفه ی مسئول سایت چیست؟ از جلسه ی اول بنده از آقای مدرسی خواهش کرده ام در سایت گزارش بنویسند البته ایشون در جلسه ی اول حضور نداشتند باز هم بنده از خانم مجیدزاده خواهش کردم گزارش جلسه را به آقای مدرسی بدهند تا در سایت بگذارند اما...
از این به بعد هم همین طور است بنده این بار برای آن دوستانم که برای رهنما زحمت کشیده اند و حالا احساس مسئولیت و نگرانی می کنند این گزارش را نوشتم اما نباید فکر بنده و دیگرانی که وظیفشان این نیست درگیر نوشتن گزارش در سایت شود. در تابستان این موضوع قابل قبول است که همه ی بچه ها باید در سایت حضور مستمر و قوی داشته باشند اما الان کارهای مهمتری هم وجود دارد و از طرفی هم کانون برای این کار مسئول انتخاب کرده است.
بنده مدام از طرف بچه ها مورد انتقاد قرار میگیرم که چرا تمام کارها را خودت میکنی لذا تصمیم به واگذاری جدی کارها گرفتم ولی متاسفانه این جور باید مورد بی مهری واقع شوم که اگر دغدغه ی کافی نداری استعفا بده.
در ضمن برادر عزیزم جناب آقاسیدحامد اگر قرار بود اینطور باشد که هرکسی برای آینده ی گروهی که از روی صدق نیت و برای رضایت خدا تشکیل داده مورد مواخذه واقع شود اول کسی که باید مواخذه شود حضرت رسول(ص) بودند چون الان مسلمانانی مثل وهابی ها پیدا شدند که نه دنیا دارند و نه آخرت یا حضرت امیر(ع) بودند زیرا الان شیعه هایی پیدا شده اند که علی خدایی شده اند. یا مثلا امام خمینی(ره) بودند زیرا که الان افرادی در این انقلاب پیدا شده اند که در بانک دولتی اختلاس سه هزار میلیاردی میکنند. این حرفا دیگر چیست؟
اما گهگاه از طرف اعضای شورا حرفهایی در سایت زده می شود که برای دیگر اعضای شورا جدا باعث تعجب است و برای بنده تحملش سخت است اما استخوان در گلو تحمل میکنم.
جمله ای گفته شده است که( ترس من از این بود که رهنما زیادی رنگ و بوی اسلامی بگیرد.) به حدی این جمله بر من سخت بود که لحظه ای تصمیم به نوشتن جوابیه ای تند و تیز و واکنش های تندتر گرفتم اما کمی که فکر کردم دیدم نویسنده ی این جمله آقای مدرسی است. تجربه به من ثابت کرده است که آقای مدرسی در بیان منظور و مقصود خود کمی دچار ضعف است. و معنی جمله ی اول ایشان با نظر واقعی ایشان کاملا متفاوت است و شنونده و یا خواننده باید کمی جملات ایشان را برای خود تفسیر کند. باور کنید که اگر این جمله از کس دیگری گفته میشد قطعا شورای رهنما یا جای من بود یا جای او ولی شناخت من از آقای مدرسی مانع از این عمل است. اما تعجب من از آقای میر عظیمی و دیگر دوستان است که چرا هیچ عکس العملی نسبت به این حرف نشان ندادند.
آقای میرعظیمی ما در قبال نتایج عملمان، سخنمان، سکوتمان و قلممان در زمان حال مسئول تریم تا سرنوشت آن در آینده.
اما آقای مدرسی بنده متواضعانه به عنوان عضوی کوچک در رهنما از ایشون خواهش میکنم در اظهار نظراتشون کمی دقت و تامل بیشتری کنند. من تبعات ادامه این رفتار و گفتار از طرف ایشون را هم گو زد میکنم و هم هشدار میدهم که مسئولیتی در قبال آن ندارم.
بنده برای صحت مطالبی که در سایت گذاشته می شود کمی دچار نگرانی هستم برای همین به مسئول بخش اجرایی آقای نوروزی و مسئول سایت آقای مدرسی پیشنهاد میکنم از آقای میرعظیمی به عنوان انسانی متعادل و روشن درخواست کنند بازرسی سایت را به عهده بگیرند تا از نوشتن چنین جملاتی از طرف اعضای شورا و یا دیگران جلوگیری شود.
از همه ی دوستان قدیمی و جدید که برای رهنما نگرانند از جمله آقای میرعظیمی و خانم رستمیان خاضعانه تشکر میکنم و دستشان را می بوسم و به جد درخواست میکنم این رابطه ی پر برکتشان با رهنما را قطع نکنند.
والسلام علی من التبع الهدی
والسلام علیکم